موزه، به‌مثابه نهاد فرهنگی راهبردی

موزه نهادی پویا در پیوند میان هویت تاریخی، سرمایه اجتماعی و اقتصاد خلاق بازتعریف می‌شود و با تمرکز بر مکاتب تبریز و ظرفیت‌های فرهنگی آن، بر نقش موزه در تقویت خودآگاهی شهری، حضور خانواده و خلق ارزش پایدار فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد.

سونیا فکری، رئیس موزه هنر مکتب تبریز در یادداشتی نوشت: تحول در نگاه به موزه، پیش از آن‌که تغییری کالبدی باشد، دگرگونی در سرمشق مدیریتی و فرهنگی‌ است. در ادبیات نوین مدیریت فرهنگی، موزه دیگر صرفاً مخزنی برای حفاظت از اشیای تاریخی یا فضایی برای نمایش آثار نیست، نهادی علمی و شبکه‌محور است که در بستر زیست شهری معنا پیدا می‌کند. چنین نهادی باید بتواند میان حافظه تاریخی، نیازهای معاصر و افق‌ آینده پیوندی سنجیده و هدفمند برقرار کند.

از منظر مدیریت راهبردی، موزه زمانی به بلوغ نهادی می‌رسد که مأموریت، چشم‌انداز و ذی‌نفعان خود را به‌صورت یک منظومه منسجم تعریف کند. در این چارچوب، ذی‌نفعان صرفاً بازدیدکنندگان نیستند. خانواده‌ها، هنرمندان، پژوهشگران، فعالان صنایع‌دستی، کارآفرینان فرهنگی و حتی سیاست‌گذاران شهری، همگی در زنجیره ارزش موزه نقش دارند. اگر این شبکه به‌درستی طراحی و هدایت شود، موزه می‌تواند به یک سکوی فرهنگی بدل شود؛ سکویی برای تعامل، تولید معنا و خلق ارزش مشترک.

در این میان، جایگاه خانه حریری به‌عنوان بستر استقرار موزه هنر مکتب تبریز، اهمیتی دوچندان می‌یابد. این بنا یک مکان تاریخی و یک متن فرهنگی‌ست. متنی که از خلال معماری، تزئینات و سازمان فضایی‌اش، روایت‌هایی چندلایه از ذوق، جهان‌بینی و شیوه زیست دوره‌های گذشته را منتقل می‌کند. با تجربه حضور در این فضا، مخاطب در مواجهه با شاه‌نشین، نقاشی‌های دیواری و اورسی‌های نورگیر، با نوعی زیست‌ تاریخی روبه‌رو می‌شود که او را از سطح دریافت اطلاعات به سطح درک و هم‌حسی ارتقا می‌دهد.

مکاتب هنری تبریز، فصلی از تاریخ هنر ایران و بخشی از شناسنامه تمدنی این شهر هستند. بازخوانی آن‌ها در قالبی علمی، مستند و در عین حال قابل‌فهم برای عموم، می‌تواند به تقویت خودآگاهی فرهنگی و بازسازی امید تاریخی جامعه شهری کمک کند. شهری که نسبت خود را با گذشته خویش به‌درستی بشناسد، در مواجهه با آینده نیز با اطمینان بیشتری تصمیم خواهد گرفت.

با این حال، موزه اگر تنها در سطح روایت تاریخی متوقف بماند، به مأموریت کامل خود دست نیافته است. موزه باید محل تلاقی نسل‌ها باشد. فضایی که کودک، نوجوان، والدین و سالمندان بتوانند در کنار یکدیگر تجربه‌ای مشترک از فرهنگ را زیست کنند. در جامعه‌ای که سرعت تحولات اجتماعی و فشارهای روزمره، فرصت گفت‌وگوی عمیق را کاهش داده است، فضاهای فرهنگی با کیفیت می‌توانند به تقویت پیوندهای خانوادگی و سرمایه اجتماعی یاری رسانند. بنابراین می‌توان اینگونه استنباط کرد که، حضور خانواده‌ها در موزه‌ها تمرینی برای گفت‌وگو، پرسشگری و همدلی‌ست.

از منظر اقتصادی نیز، موزه نهادی هزینه‌بر و منفعل تلقی نمی‌شود. در رویکرد نوین اقتصاد فرهنگ، دارایی‌های فرهنگی سرمایه‌هایی مولد هستند که در صورت مدیریت حرفه‌ای می‌توانند به خلق ارزش افزوده پایدار منجر شوند. تعامل هدفمند با بخش خصوصی، حمایت از هنرمندان و صنایع‌دستی، طراحی رویدادهای فرهنگی و هنری و ایجاد پیوند میان میراث‌فرهنگی و بازارهای خلاق، می‌تواند چرخه‌ای پویا از تولید، عرضه و مصرف فرهنگی شکل دهد. این چرخه، هویت شهری را تقویت‌کرده و به اشتغال‌زایی و رونق کسب‌وکارهای فرهنگی نیز کمک می‌کند.

در چنین افقی، موزه هنر و مکاتب تبریز می‌کوشد از یک نهاد صرفاً نمایشی فاصله بگیرد و به مکانی یادگیرنده و آینده‌نگر تبدیل شود. برنامه‌ریزی رویدادهای هنری، بهره‌گیری از ظرفیت هنرهای زنده، توسعه تعاملات میان‌رشته‌ای و توجه به فناوری‌های نوین ارائه محتوا، همگی در چارچوب یک نقشه راه بلندمدت با تأکید بر هم‌افزایی میان میراث، نوآوری و مشارکت اجتماعی تعریف می‌شوند.

در نهایت، اگر موزه را نه یک سازه با اشیای تاریخی بلکه یک نهاد راهبردی در منظومه حکمرانی فرهنگی بدانیم، آن‌گاه سیاست‌گذاری آن نیز نیازمند نگاهی جامع، علمی و آینده‌محور خواهد بود. موزه هنر و مکاتب تبریز می‌تواند الگویی باشد از اینکه چگونه می‌توان با اتکا به سرمایه تاریخی، مدیریت حرفه‌ای و مشارکت اجتماعی، گذشته را پاس داشت، حال را معنادار ساخت و آینده‌ای مبتنی بر فرهنگ و خلاقیت ترسیم کرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1404112701542
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha